شاران

شکرخداکه هرچه طلب کردم از خدا برمنتهای همت خود کامران شدم
 
هدف اصلی از زندگی در واقع این است که از تجربیات خود درس بگیریم
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸  

 

 آیا این را می دانید که کلام ما ،شادیهایمان ویا حتی ناراحتی هاوسکوت ها و....همه وهمه و همه دارای رنگ های می باشد .رنگ های که بر دیگران تاثیر می گذارد.

کلماتی که به زبان می آوریم  اثرات صوتی ویژه ای را خلق می کند.

شیوه صحبت کردن ما خیلی اهمیت دارد چون بخشی از شخصیت ما به حساب می آید.

درحقیقت محیط زندگی ما انسانها تحت تاثیر همین صحبت هاست .ما در هرلحظه با افکار وکلماتی که درمحیط خود بکار می بریم در حال ساختن محیط اطراف خود هستیم .

مکالمه های ناراحت کنده در محیط ،به خصوص بی اعتمادی و بی اعتنایی و غیبت کردن از دیگران باعث ایجاد فضای دلتنگی وافسردگی در اطراف ما می شود.ودرنتیجه کاهش انرژی را به دنبال خواهد داشت واین فضا برهرفردی که در آن محیط زندگی می کند. تاثیر می گذارد.

چنانچه با بی ادبی و بی پروایی صحبت کنیم وبر شیوه و حالت صحبت کردن خود کنترلی نداشته باشیم  با این کار سطح ارزش افکار خود را پایین آورده ودر این صورت باعث ایجاد تنفر بیزاری می شویم .

بی توجهی کردن در صحبت کردن باعث ایجاد رویکردهای مبهم و درهم و برهم در دیگر فعالیت های زندگی انسان می شود ودر حقیقت مانع ثمر بخشیدن به فعالیت ها شده و پیشرفت ما رادر جهان محدود می کند.

هدف اصلی از زندگی فیزیکی در واقع این است که از تجربیات خود درس بگیریم .

 حتی این را باید بدانیم. نمی توانیم از سر بی محبتی وحتی انتقاد درمورد دیگران  کلماتی ناخوشایند را به زبان بیاوریم .درحالی که می توانیم در سخنان خود کلمات باوقار وزیبایی را انتخاب کنیم که باعث ایجاد اثرات مثبت در خودمان و حتی فرد مقابلمان شود .مگر اینکه بخواهیم با رفتار وعملکرد خود بیزاری فرد مقابل را از خودمان به همراه داشته باشیم .واین همه به نظر من نیازی به استفاده از کلمات ناخوشایند نیست .باز هم می توان با استفاده از کلمات زیبا وبا وقار به طوری که به شخصیت خود وحتی شخصیت فرد مقابلمان آسیبی نرسانیم محیط اطراف خود را، تحت کنترل خود در آوریم.

واین را بدانیم که ارتعاشاتی که درداخل محیط وجود دارد برساختار آن محل نیز تاثیر فراوانی می گذارد.پس بیایم با کنترل ارتعاشاتی که در اطرافمان وجود دارد باعث ایجاد ساختاری متفاوت از قبل، اما زیبا که همه اطرافیان در آن احساس آرامش کنند بشویم .

وقتی چالشهای زندگیت فراتر از حد توان مسولیتت است ،به خدا توکل کن.اونتنها جواب را دارد بلکه خود جواب می باشد.                                      تویس اسمیلی

 

دوروبر خودت را با افراد وموقعیت های مثبت پر واز منفی بافی دوری کن.

                                                        دورین ویرچو

افکار وتصورات خودت را بشناس .از تجاربت درس عبرت بگیر، باورها و افکار قدیمی را دور بریز.

                                                         برایان ویس

کار می تواند توجیه کننده اجحاف در حق خودت و دیگران باشد.کار می تواند ابراز کننده خلاقیت و معنویت تو باشد .انتخاب با تو است .                     آن ویلسن

استادی زمانی دست می دهد که آدمی نه در اجرا خطا کند ونه در آن تردید ورزد.         نیچه

عشق وکین کور نیستند، اما هر دو دیدگان را از آتشی که در خود دارند کور کرده اند.      نیچه

آیا می دانی که بزر گترین نگر انی های امروز می تواند جذاب ترین لطیفه فردا باشد

مشکلات امروز در گذر زمان رنگ می بازند.اگر خود را در زمان آینده تصور کنی وبه مشکلات امروز خود بنگری تازه در میابی که مشکلات چقدر ناچیز می باشد.

 

هرحرفی که درباره دیگران می زنی ،هرنوع قضاوت ،انتقاد ویا تعریف و تمجیدی از آنان می کنی، به نحوی  به سوی خودت برمی گردد. هرچه درباره دیگران می گویی ، انگار که درباره خودت می گویی.

                                                                                         تویس اسمیلی

اعتماد پایه و اساس هر رابطه ای موفقیت آمیزی است.

به خاطر اعتماد تو به دیگران وبرعکس،تو می توانی فردی رو راست باشی، می توانی به راحتی حرف دلت را بزنی وحتی چیزهای را که به طور متفاوت می بینی، و تو متعهدی که نقطه نظرات دیگران را به خوبی درک کنی.                                                              استفن کاوی

تو تا ابد می توانی در کنجی بنشینی ، دریغ وافسوس بخوری که چه آدم بدی بودی وحتی احساس تقصیر کنی .هیچکدام از اینها حتی به اندازه ای سرسوزنی نمی تواند گذشته را تغییر دهد.

                                                                   وین دایر

وقتی عقیده ای را می شنوی و باورش می کنی، توبه یک تفاهم می رسی که جزیی از سیستم عقیدتی ات می شود. تنها چیزی که قادر است این موافقت را از بین ببرد،ایجاد تفاهمی جدید براساس حقیقت است .فقط حقیقت است که می تواند تو را آزاد کند.هیپنوتیزم

                                                              دان میگل روییز

 



 
 
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٤  


 
متن زیبای ادبی
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦  
پیله و پروازمژه
A small crack appeared On a cocoon.
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد.------------ --------- -

A man sat for hours and watched
Carefully the struggle of the butterfly
To get out of that small crack of cacoon.
شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد.

------------ --------- -

Then the butterfly stopped striving .
It seemed that shewas exhausted and couidnot go on trying.

آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر می رسیدکه خسته شده،و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد.------------ --------- -

The man decided to helpthe poor creature.
He widened the crack by scissors.
The butterfly cameout of cocoon easily, but her body wasTiny and her wings werewrinkled.
آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.پروانه به راحتی از پیله خارج شد،اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند.
------------ --------- -

The man continued watching the butterfly.
He expected tosee her wings become her body.
But it did nothappen!

آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد .او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شودو از جثه ی او محافظت کند.اما چنین نشد!
------------ --------- -

As amatter of fact,the butterfly to crawl onThe ground for the rest of herlife,
For she could never fly.
در واقع پروانه ناچار شد همه ی عمر را روی زمین بخزدو هر گز نتوانست با بال هایش پرواز کند.
------------ --------- -

The kind man did not realize that God had arranged thelimitation of cocoon.
And also the struggle for butterfly to get out ofit,
so that a certain fluid could be discharged from herbody to enableher to fly afterward.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود،تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.------------ --------- -

Sometimes struggling isthe only thing we need to do .
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.
------------ --------- -

IfGod had provided us with n easy life to live without any difficulties,
Thenwe become strong,and could not fly.

اگر خداوند مقرر می کردبدون هیچ مشکلی زندگی کنیم،فلج می شدیم ،به اندازه ی کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.

------------ --------- -

I asked for strength,andHe provided mewith enough difficultiesTo become strong.
I asked forknowledge and He provided me
من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد، تا قوی شوم.من دانش خواستم و خداوند مسایلی برای،حل کردن به من داد.------------ --------- -

Iasked for prosperity and promotion,
and He provided me with abilitytothink and hands to work.
I asked for bravery ,nd He providedMe withabstacles to overcome.
من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم.من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد،تا آنها را از میان بردارم.

------------ --------- -

I asked for motivation,and He showed me eople who needed help.
Iasked for love and He provided me with opportunityTo give love toothers.

من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم.------------ --------- -

I did not get what I wanted…..
ButI was provided withwhat I needed.

«من به آنچه خواستم نرسیدم...اما آنچه به آن نیاز داشتم ،به من داده شد.»
------------ --------- -

Donot worry,fightWith difficulties and be sureThat you canprevail over them.
نترس با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی.تشویق


 
شعر زیبا از فریدون مشیری
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٥  

من دلم می خواهد

خانه ای

داشته باشم پر دوست

 

کنج هر دیوارش

دوستهایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو

 

هرکسی می خواهد

وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

 

شرط وارد گشتن

شست و شوی دلهاست

شرط آن داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست

 

بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم ای یار

خانه ی ما اینجاست

 

تا که سهراب نپرسد دیگر

"خانه دوست کجاست؟ تشویق"

 

فریدون مشیریبای بایبای بایبای بای

 




 
چشم وهم چشمی
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٥  

از قدیم و ندیم بزرگترها و کوچکترها، همه و همه، مخصوصا خانم‌بزرگ‌ها که شامل هر سنی می‌شده از چشم و هم‌چشمی بد گفتن و هی بد گفتن!چشمک

 بد گفتن، ولی مثل بقیه ضرب‌المثل‌ها و نکته‌های قدیمی به استثنائات تقریبا هیچ توجهی نکردند.

گرچه تازگی‌ها و توی این دوره زمونه(آخه تو دوره زمونه ما اصلا خبری از چشم و هم‌چشمی نبود، یا اگر هم بود خیلی کم بود!) همه و همه و از جمله همون خانوم بزرگ‌ها بیشتر به نکات توجه کردند و خلاصه جملگی همه گفتن که چشم و هم‌چشمی خوبه به شرطی که باعث ناراحتی و بیچارگی خانواده نشه! آخه اصلا و کلاً ما انواع مختلف چشم و هم‌چشمی داریم.

1-   خانوادگی: در این نوع خانوم خونه یا حتی مرد خونه(با تمام ابهت) به دیگران نگاه می‌کنه و آرزو می‌کنه که ای کاش جای اون  باشه. خوب تا اینجا هیچ مشکلی نیست. مشکل از اونجایی شروع می‌شه که این آرزو، به  زبون میاد و طرف تصمیم خودش رو می‌گیره تا به اون آرزو برسه! دیگه اونوقته که باید خدا به داد برسه!

2-    دوستانه:خوب در این نوع چند تن از دوستان به دلایل مختلف و گاهی هم ناشایست تصمیم می‌گیرن که مثل دوست یا همکلاسی خودشون باشند(خوبه همگی دعا کنیم که در این مورد فقط یکی از دوستان فرد مورد چشم و هم‌چشمی قرار بگیره. چون اگه زیاد باشن و طرف بخواد از هرکسی یه گوشه‌ای بگیره دیگه خداییش واویلاست.

3-   همکاری:این همکاری البته باید یادآوری کنم که از اون همکاری‌های مودبانه و یاری همدیگر و تعاون و ... نیست. وقتی می‌گیم چشم و هم‌چشمی از نوع همکاری یا همکارانه یعنی داریم به زمانی اشاره می‌کنیم که برای مثال(البته زبونم لال) شما دارید یه جایی(حالا هرجایی که به ما اصلا مربوط نیست!) کار می‌کنید و همکار شما زبونم لال، زبونم لال به شرایط شما در محل کار حسادت می‌کنه. و این حسادت باعث همون چشم و هم‌چشمی که گفتم می‌شه. اونوقت اگه این همکار شما یه مقداری البته فقط یه مقداری از لحاظ وجدان در مضیقه باشه شما به راحتی و سرِ سه‌سوت به یک مأموریت طولانی در منزل اعزام می‌شوید و گاهی از اون هم بهتر: کلاً می‌روید خانه جهت استراحت مطلق.

4-   مجازی:این نوع از چشم و هم‌چشمی که همین تازگی‌ها نمی‌دونم به وسیله کدوم دانشمندِ بیکاری(ببخشید پرکاری) کشف شده در یک فضای مجازی صورت می‌گیرد. که البته منظور از یک فضای مجازی این نیست که شما خوشحال بشید و فکر کنید این نوعش فقط یه شوخیه! نخیر. خیلی هم جدیه!  یا اینکه مثلا فکر کنید این فضای مجازی جای بد و ناشایست و زشت و بدیه. یا مثلا کار ناشایست توش انجام می‌شه. نخیر! نمی‌شه!  بلکه به طور مشخص منظور جایی است که به آن می‌گویند اینترنت!   حالا اگه بخوایم در یک محدوده‌ی کوچکتری در نظر بگیریم تازه می‌رسیم به اصل مطلب.

 

چون خیلی طولانی شده بقیه‌ش رو می‌ذارم برای پست بعدی. اگه دوست داشتید می‌تونین منتظر بمونین. و اگر هم نه، خوب نموندین دیگه. من خودم بهتون خبر می‌دم. زیاد نگران آلزایمرتون هم نباشید. من یادآوری می‌کنم! باز بگین مادربزرگ بَده!

 

 برداشت آزاد از یک کتاب (امید وارم لذت برده باشید)چشمک

 

 

 

 

 

 



 
 
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۸  


 
مانی و مزدک
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧  

مانی و مزدک

به عقیده مانی نورو ظلمت یا روح وماده  ازهم جدابودندو نوردربالا و ظلمت درپایین  مستقربود.درعالم بالا یا عالم نورانی آرامش و فضیلت حکمفرمان بود .ودرعالم پایین یا جهان ظلمت رذایل، کثافت و زشتی ها جای داشتند .بعدازمدتی پادشاه ظلمت طمع درملک نورانی می بندد.

ازاین رومیان آنها جنگ درمی گیرد .چون پادشاه عالم نورانی از جنگ وخونریزی بی زاربود .انسانی ازلی یا انسان قدیم یا اورمزد را می آفریند که با ظلمت بجنگد .درجنگ اول سپاه ظلمت پیروز می شود.وقلمرونوربا ظلمت درهم می آمیزد .این دوران امتزاج به نام  دوره حال است .بعداز آن برای نجات انسان ازلی مراحل مختلفی طی شد.آسمان و زمین آفریده می شود.    انسان زمینی به وجودمی آید که در  قسمتی از نور مبحوس است ومعرفت باطنی برای نجات و خلاص این نور است .پیغمبران و آخرین آنها برای همین آمده اند که انسان را متوجه زندانی بودنش درعالم ظلمت وخلاص او (یعنی خلاص روح او که از عالم نوراست)از آن عالم بکند.

اما مزدک پیرو مانی بود آنچه دین مزدک را از ادیان دیگر ممتاز کرده بود و موجب رواجش در عهد قباد شده بود .عقاید دینی وی نبود بلکه اعتقادات اخلاقی و اجتماعی او بود .مزدک آیین اشتراک در اموال واملاک را تبلیغ کرد واومی گفت چون همه مردم از پدرومادر برابر زاییده شده اند .پس باید به طور برابر ازموهبت طبیعی بهرمند شوند ودراین بهرمندی یکی را بر دیگری رجحانی نباشد.



 
رنگ رخساره نشان می دهد ازسرضمیر:
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٥  

رنگ رخساره نشان می دهد ازسرضمیر:متفکر

راستش بخواهید چند روز پیش استاد دانشگاه یک تحقیقی راجب به بادی لنگویچ به من داد .اولش با توجه به عنوانش فکر کردم باید زبان اشاره نابینایان و ناشنوایان باشه برام خیلی جالب نبود .با استادم مخالفت کردم

تمایل داشتم  زمینه تحقیقم درمورد شخصیت شناسی از دیدگاه همیوپاتی باشه .اما جلوتر که رفتم از این تحقیق خیلی خوشم آمد تصمیم گرفتم به حرف استاد مربوطه گوش بدم در این زمینه تحقیقی را انجام بدم

بادی لنگویج یعنی زبان اشاره:

علائمی است غیر کلامی که نه تنها احساسات فرد رابه تصویر می کشدبلکه اغلب نشان می دهد که  اوچگونه می تواند با احساسات خودکنار بیاید.

یکی از مهم ترین خصوصیات انسان که او را نسبت به سایر موجودات برتری می دهد قدرت تکلم و سخن گفتن اوست. او می تواند با به کارگیری کلمات و جملات احساسات و نیات درونی اش را بیان کند و دیگران را از آن آگاه نماید.

از طرفی خواسته یا ناخواسته در فضایی که آن را سکوت و خاموشی می نامیم و با زبان بی زبانی تنها با آنچه «body language» یا زبان حرکات بدن و اجزای آن خوانده می شود، می تواند به خوبی احساسی را انتقال داده یا معنای کلامی را تغییر داد .

حال این بدین معنی نیست که واژه ها بی‌اهمیت‌اند بلکه تنها به این موضوع اشاره دارد که هر چه به ارتباطات غیرکلامی خود در حین صحبت بیشتر دقت کنید، در انتقال مطلب مورد نظرتان موفق تر هستید

برای اینکه بهتر متوجه شوید  چند تا مثال می زنم .

آیا می دانید که در اداره های پلیس برای تشخیص دروغگو های حرفه ای به تعداد پلک زدن های آنان در یک زمانی مشخص توجه می کنند. چراکه وقتی شخصی درحال دروغ گفتن است سرعت پلک زدن های او بیشتر از حالت عادی می باشد.

آیا می دانید که دست به کمر زدن نشانه احساس برتری شخص نسبت به دیگران است .

آیا می دانید که لمس چانه هم نشان از تفکر است.

آیا می دانید که تکیه دادن به اشیا نشانه احساس مالکیت نسبت به آنهاست! مثلا مجری برنامه بیشتر از میهمانان آن برنامه به میز تکیه می دهد!

آیا می دانید که  تکنیک حرکات آینه ای، یکی از راه های نفوذ در دلهاست!
به کمک این روش شما می توانید با سرعتی غیر قابل باور در دل دیگران نفوذ کنید، دیگران را با خود همراه کنید تا جایی که حتی با اولین ملاقات به شما اطمینان کنند!
این تکنیک بسیار ساده است: تنها کافی است حرکات بدن شخص مورد نظر خود را تقلید کنید! طرز نشستن، حرکات دست، جهت قرار گرفتن سر و ...
مراقب باشید مبادا رفتار شما آنقدر افراطی یا سریع باشد که شخص احساس کند مورد تمسخر شما قرار گرفته است.

آیا می دانید که وقتی فردی لب پایین خود را می جودو سرش را تکان میدهد نشانگر خشم اوست

آیا می دانید خواب آلودگی تنها علت خمیازه نمی باشد بلکه “خمیازه اجتماعی” نیز وجود دارد. خمیازه ای که در یک موقعیت استرس زای خفیف پدید می آید. هنگامیکه مردد هستید چه کاری میخواهید انجام دهید خمیازه روشی است برای خریدن زمان.

آیا می دانید که کسی که با ریتمی یکنواخـت وکسل کننده به روی میز ضرب میزند می خواهد احساس بی قراری خود را بیان کند.

آیا می دانید که با اندک بالا آوردن ابرو زمانیکـه بـرای نـخستین بار شخصی را ملاقات می کنید، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشیار می نماید.